ღ♀دختر یخی♂ღ

چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار...

یه شوشو داریم وقتی اعتماد بنفسمون پایین میاد
و دلمون میخواد یکی بهمون توجه کنه
راه به راه بهونه های الکی میگیریم...
که تو منو دوست نداری و هی ناز و نوز کنیم،
اونم عاصی میشه و فریاد میزنه که: " خره من دوست دارم، می فهمی؟"
بعدم با صدای آروم تر و مهربون تر میگه: " دیوونه، عاشقتم...عاشقتم لعنتی!"

ی.ن=بعععععله من همچین شوشوی دوست داشتنیی دارم من

۱۳٩٢/۳/٢٤ | ٧:٠٢ ‎ب.ظ ღیخیღ ღیخ نوشتღ|

من و تو بچه دار میشیم،
اگه پسر بشه حرفای قشنگی میزنه
مثل باباش.
اگه دختر بشه با دهنش نه با چشماش حرف میزنه
مثل مامانش.
با هم دعوامون میشه،
اول گفت مامان،
نه خیر
اول گفت بابا.
اگه پسر باشه مامانشو بیشتر از هر کسی دوس داره
مثل همه.
اگه دختر باشه اولین مردی که عاشقش میشه تویی!
با دستای کوچیکش همـه ی خود خواهی هامون رو میپوشونه.
اسمشو من میزارم،
همون طور که فامیلیشو از تو می گیره...

 

۱۳٩٢/۳/٢٤ | ٦:۳٦ ‎ب.ظ ღیخیღ ღیخ نوشتღ|

زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی‌..
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی..
کمی‌ هیزم.. کمی‌ آتش.. مه‌ جنگلی‌..
کمی‌ تاریکی ‌محض.. کمی‌ مستی.. کمی‌ مهتاب..
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان..

کلبه جنگلی

۱۳٩٢/۳/۱٢ | ۳:٢٤ ‎ب.ظ ღیخیღ ღیخ نوشتღ|

زیبا ترین اتفاق صبح اون موقعس که
چشم باز کنی
بین تاریکی و روشنایی
حضور یارت رو حس کنی
آهسته دستش رو لمس کنی
نفس بکشی
و با خودت بگی من عاشق این بوی تنتم...

۱۳٩٢/۳/۱٢ | ۳:۱٢ ‎ب.ظ ღیخیღ ღیخ نوشتღ|

www . night Skin . ir