✔کلبه...

زیاده خواه نیستم !
جاده‌ ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی‌..
یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی..
کمی‌ هیزم.. کمی‌ آتش.. مه‌ جنگلی‌..
کمی‌ تاریکی ‌محض.. کمی‌ مستی.. کمی‌ مهتاب..
و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار...!
تـو باشی
مـن باشم
و ...هــیچ !
دنــیـا هم ارزانی خودشان..

کلبه جنگلی

/ 7 نظر / 6 بازدید
مرضی

متنفرم... از خاطراتی که... وقتی به یادشان می افتم... میگویم: وای من چقدر احمق بودم! آپم

مرضی

این آخرین پاکت بود سیگاری نمانده برای "کشیدن" تو بمان ، من منت تو را "می‌ کشم" و تو بودنت را "بکش" به رخ واژه هایم !

حسین

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته‌ات به دو دست دعا نگه داردددددددد![گل]

مرضی

عیدت پساپس مبارک[مغرور] اپم