✔آقا...

با شما هستم آقا… 
حواس من پیش شما جا مانده…
می‌دانید آقا؟
اصلا این زندگی باید یکی را داشته باشد مثل شما…
یکی که از سر این زندگی زیاد باشد… 
اصلا می‌دانید باید ته همه ی تنهایهای دنیا
ختم بشود به یکی مثل شما… 
که آدم را از غریبی این همه سال بگیرد…
یکی مثل شما،بنشیند رو به رویت،دلت هوایی شود…
یکی مثل شما که بلد باشد موهایم را ببافد...
دستانت را روی هم نگذار..موهایم را بباف لطفا...
اصلا این زندگی که زندگی نیست اگر شما نباشید آقا…

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی فلسفی

سلام،وبلاگ خوبی دارید.ازتون ممنونم که به وبلاگم سرزدید ونظرلطفتون رونوشتید.بااجازتون وبلاگتون رو به نامღ♀دختر یخی♂ღ تووبلاگم لینک کردم.[گل][گل][گل]

محمد

ماهیگیر دلش سوخت... این بار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمیکرد....

ashkebijavab

و چه زیباست گیسوانی که به دست پدر بافته شوند. شاید این را تنها پدر بداند ....

Ice Heart

درد من، چشمانی بود که به من " اشک " هدیه میداد و به دیگران " چشمک "..........!

غزل

شما یادتون نمیاد؟منم یادم نمیاد...!ولی میگن ادمااا ی زمانی مهربون بودم....

love

امروز آرزویم را در گوش قاصدک خواندم به باد سپردم قبل از اینکه چون قبلی ها خودش بر باد روند ...

مصطفی

افسوس که بی فایده فرسوده شدیم وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم دردا وندامتا که تا چشم زدیم نابوده به کام خویش نابوده شدیم